سيد علي اكبر قرشي
93
قاموس قرآن ( فارسي )
ولى ملاحظهء آيات قبل و بعد نشان ميدهد كه اين معنى درست نيست . * ( « وَالْمُرْسَلاتِ عُرْفاً . فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً . وَالنَّاشِراتِ نَشْراً . فَالْفارِقاتِ فَرْقاً . فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً . عُذْراً أَوْ نُذْراً . ) * * ( إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ » ) * مرسلات 1 - 7 . در اين آيات آيهء اول با واو قسم و آيهء دوم با فاء نتيجه و آيهء سوم باز با واو قسم و آيهء چهارم با فاء تفريع آمده و امّا آيهء پنجم نتيجهء همه است از اين ميتوان بدست آورد كه مصداق دو آيهء اول غير از آيهء سوم و چهارم است . نشر بمعنى پراكنده شدن و پراكندن يعنى لازم و متعدى هر دو آمده است ( اقرب ) عرف بمعنى پى در پى است به نظر ميايد مراد از دو آيهء اول بادهائى است كه از اقيانوسها و درياها در اثر اختلاف حرارت هوا سرچشمه گرفته و پى در پى به طرف قاره ها روان ميشوند و آنگاه شدت يافته و به صورت طوفان عاصفات يعنى شكننده در ميايند و مراد از آيهء سوم و چهارم بادهائى است كه از قطبين ميايند و سرد و با رطوبتاند و در كنار درياها و قاره ها با بادهاى گرم ملاقات ميكنند و بهم ميآميزند ( و ظاهرا مراد از ناشرات پراكنده شونده هاست ) و آنها بادهاى ديگر را از هم جدا ميكنند و قسمت شهرها و بيابانها را از نفع و خسارت به محل خود ميرسانند . و گذشته از آن عالم آخرت را يادآورى ميكنند . چون در اثر طوفان محلى خراب و زير و رو شود از اين مىشود پى برد كه خراب شدن تمام عالم نيز ممكن و جايز است مشروح سخن در « جرى » موقع نقل * ( « فَالْجارِياتِ يُسْراً » ) * گذشت . و نيز در آنجا گفته شد كه نميتوان مرسلات و غيره را ملائكه گرفت . ناگفته نماند آيات اول سوره هاى ذاريات ، و مرسلات و نازعات همه نزديك بهماند و مصداق آنها يكى و از همه وقوع قيامت نتيجه گرفته شده است . نويسندهء كتاب آغاز و انجام جهان در ص 87 ببعد آن كتاب معتقد است كه مراد از مرسلات ، عاصفات ،